تبليغاتX
چو ایران مباشد تن من مباد

چو ایران مباشد تن من مباد

توجه:

دوست گرامی، با توجه به سرعت پايين اكثر خطوط اينترنت در ايران و همچنين گذاشته شدن سرود "يار دبستاني من" در اين وبلاگ،براي بارگذاري سريع مطالب و راحت تر آمدن تارنما براي شما ،تعداد سخنان رويه نخست را محدود كرده،بنابراين در صورت تمايل به خواندن ساير نوشته ها مي توانيد از بخش آرشيو موضوع و نوشته های پیشین به راحتي موارد ديگر را نيز مرور بفرماييد زيرا با توجه به اهميت دادن در بودن لينك الحاق ايران شمالي و نقشه ضميمه آن در رويه نخست و ابتداي بلاگ،بنابراين مطالب به روز شده را در زير  آن و يا رويه هاي ديگر قرار مي دهم.

جاويد ايران و ايراني

فرو چون چکد خونم از قلب پاک         خدا  شاه  و  میهن نویسد به خاک

ایران سربلند

  ایرانی سرفراز

 وپرچم سه رنگ شیروخورشید  نشانش همیشه دراهتزاز باد

 

درفش راستين ايران زمين

همیهن گرامی با یاری یکدیگر باری دیگر خواهیم تواتست نام تاریخی و حقانیت همیشگی خود رابه اثبات رسانیم. دریای پارس همواره پارس خواهد بود!

با سپاس از امضای شما دوست گرامی در وبسایت زیر:


اعتراض به جعل نام خلیج پارس

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آریوبرزن  | 

 هم ميهن عزيز لطفاً با دادن لينك :  http://mohking.blogfa.com  در وبلاگ خود  در عزم ملي براي باز ستانیدن خاك ميهنمان يكديگر را ياري دهيد:

هم میهن گرامی با امضاء خود در لینک زیر دوستداران ایران را در باز پس گیری ایران شمالی یاری بدهید.

http://www.persianpetition.com/sign.aspx?id=41e68afb-c5e5-476e-8a69-9819d45f2dd8

نقشه ايران پس از باز پس گيري اراضي اشغالي متعلق به مام ميهنمان

درخواست ملی برای لغو قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آریوبرزن  | 

 

مراسم زرتشتيان در دیار «پیر چک چک»

زرتشتيان دنيا، هر سال، بين روزهای ۲۴ تا ۲۸ خرداد، به معبد «پير چک چک» در ۵۲ کيلومتری شمال شهر يزد، می روند تا مراسمی مذهبی را در آنجا برگزار کنند.

خبرگزاری آسوشيتدپرس در گزارشی از اين مراسم نوشته است:«موبدی در معبد پير چک چک، يکی از مهمترين معابد مقدس زرتشتيان، در لباسی سپيد رنگ، به نشانه خلوص نيت، با صدايی موزون در حال خواندن اوستا، کتاب مقدس زرتشتيان، است.»

اين معبد، که توسط کوه های صخره ای احاطه شده است، به علت ريزش قطرات آب، چک چک ناميده می شود .

موبد «گشتاسب بليوانی»، پس از آن در کنار درهای ساخته شده از برنز می ايستد و برای زرتشتيانی که از شهرهای ايران، هندوستان، ايالات متحده و ساير کشورها به اين مکان مقدس آمده اند، سخن می گويد.

اين درها، در غاری مقدس ساخته شده است، که گفته می شود، شيرزنی با ايمان به نام نيک بانو، از تهاجم اعراب که به ايران حمله کرده بودند، بدانجا پناه برد.

موبد بليوانی به حضار می گوید:«ما در اين مکان مقدس برای نيايش اهورا مزدا گرد آمده ايم.»

وی می افزاید:«ما همچنين اينجا آمده ايم تا ياد نيک بانو را و آنچه که بر نياکان مان توسط اشغالگران عرب رفته است، گرامی بداريم.»

بر اساس يک افسانه، نيک بانو، کوچکترين دختر يزدگرد سوم، پادشاه ساسانی، پس از حمله اعراب به ايران، به اين مکان پناه آورد و به درگاه اهورا مزدا دعا کرد تا به او کمک کند.

 نظام جمهوری اسلامی پس از انقلاب با پيروان دين زرتشت مدارا کرده و آن را به رسميت شناخته است، و حتی يک کرسی در مجلس شورای اسلامی به آنان داده است. همچنين آنان می توانند آزادانه مراسم و آداب مذهبی خود، از جمله رقص های مشترک زنان و مردان را در معابد و اماکن سرپوشيده، انجام دهند.

به روايت زرتشتيان، نيک بانو برای اينکه به دست اعراب نيفتد، از اهورا مزدا خواست حال که راه فراری ندارد، به امر حق در آن کوه غايب شود. درآن هنگام، کوه شکاف برداشت و به او پناه داد.

در محل ورود نيک بانو در کوه، شکافی وجود دارد که چشمه ای از آنجا بيرون می آيد که از آب آن، درختی بزرگ رويش پيدا کرده است، که قطر آن به بيش از يک متر می رسد و از دل سنگ بيرون آمده است.

زرتشتيان می گويند که اين درخت از عصای نيک بانو بوجود آمده است. بر اساس همين افسانه، هر سال، کوه چک چک به ياد نيک بانو اشک می ريزد.

سنت های پابرجا

در حال حاضر، ۵۰ هزار زرتشتی در ايران زندگی می کنند. اين در حاليست که در سال های پيش از انقلاب اسلامی، شمار جامعه زرتشتيان در ايران حدود ۳۰۰ هزار نفر بود.

گزارشگران حقوق بشر می گويند که زرتشتيان همانند ساير اقليت های مذهبی در ايران، یعنی يهوديان و مسيحيان، از برخی تبعيض ها رنج می برند. برای مثال، از کار کردن در برخی مشاغل محرومند.

اما بسياری از زرتشتيان به دليل محدويت هايی که حکومت اسلامی بر روی جامعه ايران اعمال کرده است، ايران را ترک کرده اند.

در اين ميان، بسياری از سنت های زرتشتيان در جامعه ايران پا بر جای مانده است. کشوری با ۷۰ ميليون نفر که اکثر آنها، مسلمان شيعه هستند.

برای مثال، هر سال، ايرانيان مراسم مذهبی زرتشتيان، چهارشنبه سوری، را جشن می گيرند. اين در حاليست که بسياری از روحانيان مسلمان ايرانی آن را به عنوان يک سنت غير اسلامی رد می کنند.

دراين ارتباط، موبد موبدان، اردشير خورشيديان، به آسوشيتدپرس، گفته است:«زرتشتيان، جمعيت بزرگی در ايران نيستند، اما سنت های ما به طور گسترده ای نه تنها در ايران، بلکه در ساير بخش های جهان مورد احترام قرار دارد.»

و البته روزی نه چندان دور همه ما ایرانیان راستین چه سنی و چه شیعه  نیز به دین راستی و پاکی به در خواهیم آمد و دوباره تعداد پاکان جهان را افزایش خواهیم داد!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آریوبرزن  | 

 

و اكنون بار ديگر عروسك گردانهاي حكومت غير ايرانيمان ، دست به كار باز آوردن عروسكهاي سوخته خود شده اند !

 

از جناب آقاي به اصطلاح دكتر خاتمي گرفته تا سركار خانم شيرين عبادي ، همه در ظاهر سعي در بهتر چيدمان ويترين به شدت كثيف و تيره و تار نظامي دارند كه حتي اگر پيغمبر اسلام و صدو بيست و چهار هزار پيامبر الهي نيز سعي در پاك كردن چهره كريه اين نظام داشته باشند باز نيز اين سياهي پاك نشده و رنگ و لعاب سفيدي كه بر صورت ايشان آورده اند تاب  ايستادن بر آن همه سياهي را نخواهد داشت!

 

سركار خانم شيرين عبادي كه هميشه يكي به درب و ديگري بر نعل مي كوبد حتي يك مرتبه هم نشده كه در يك سخنراني  خود در هر كجاي دنيا كه باشد از آمريكا و يا اسرائيل بد نگويد و در ظاهر از حكومت ناراضي،اما هميشه  مسئله ذهني  ايشان مسئله اسرائيل و عدم وجود دموكراسي حقيقي در آمريكاست!عجيباٌ غريبا!

شگفتا كه يك انسان آنهمه مسئله و مورد و نارسايي  در خانواده خود دارد و در عوض به جاي رسيدگي محض به آنهمه موارد، با همه امكانات موجودش  به دنبال رفع و رجوع مسائل همسايه هاي بيست خيابان پايين تر از خود باشد!؟  شگفتا و هزاران بار افسوس!

سركار خانم عبادي ما نه شير شتر را خواهانيم نه ديدار عرب را!

 

مي بايست چه كاري ما مردم ايران انجام دهيم كه شما و نظام حاكم ايران (كه در پشت پرده حامي شما براي به صحنه كشاندن شما و امثال شما در مواقع اضطراري و در خطر بودنش است ) آنقدر خودتان را نماينده مردم ايران ندانيد وخود را بلندگوي ايرانيان نشماريد و از طرف ايرانيان هميشه نگوييد كه مردم ما اين را مي خواهند و يا آن ديگري را خواهانند!؟

شما با چه نظر سنجي صورت گرفته اعتقاد بر اين داريد كه مردم ايران خواهان مداخله نظامي آمريكا در ايران نيستند !؟؟؟

تا جايي كه من به عنوان يك جوان ايراني ميدانم و با دوستان به بحث و مباحثه مينشيم، نه تنها دوستانم و يا هم كلاسي هايم خواهان مداخله نظامي آمريكا در ايرانند بلكه بسياري از دوستان نظامي  نيز كه خودشان مي بايست در مواقع جنگ از ايران عزيزمان دفاع كنند، مورد آمريكا را  كاملاٌ جدا از ساير كشورها مي دانند و آرزوي آمدنش را دارند !

 

چشمها را بايد شست و حقيقت را بايد با چشم باز ديد نه آنكه به سان كبك سر در برف بريم و آنگونه كه دوست داريم جهان را براي خود تجسم كنيم!

 

دوباره كه جهان شروع به باز شناختن ماهيت اصلي حكومتمان دارد كساني كه بارها و بارها امتحان خود را با گرفتن نمره مردودي  پس داده اند وارد ميدان شده اند تا سعي در رفع و رجوع مسائل حاد نظام و نه مردم ايران كنند، جنابان دكتر سحابي و ابراهيم يزدي كه خودشان در شكل گيري كامل آنچه كه بر سر مردم ايران ميگذرد در سي سال پيش تا كنون مداخله مستقيم  و غير مستقيم داشته اند به اتفاق سركار خانم شيرين عبادي مجدداٌ به ياد ايران افتاده اند و با تشكيل ستادي سعي در از بين بردن چالش جمهوري اسلامي و غرب دارند ، عجيباٌ و غريبا!

 

آنچه كه شما آقايان و خانمهاي به اصطلاح فسيل شده سياست ايرانمان بايد بدانيد  و مطمئنم كه ميدانيد آن است كه ما جوانان نه به شما و نه به هيچكس ديگر اجازه زمامداري كشورمان را نخواهيم داد و تنها و تنها مردم ايران در روز آزادي ايران  با برگزاري يك انتخابات كاملاٌ آزاد و با نظارت كامل حقوق و نظام حاكم بر حقوق بشر و قوانين بين المللي، آينده ايران را رقم خواهند زد ، با يك نظام كاملاٌ سكولار ودموكرات از نظام جمهري گرفته (نه يك كلمه بيش و نه يك كلمه كم) و يا در صورت راي اكثريت به نظام پادشاهي (آنچنان كه  در كوي و برزن همگان در حمايت شاهزاده رضا ميشنويم) با يك نظام پادشاهي كاملاٌ مشروطه و دموكرات به استقبال پيشرفت و توسعه ميهنمان خواهيم رفت.

به اميد رسيدن آنروز كه آقايان حاكم بر ايران امروزمان و عروسكهاي پشت پرده ايشان كه يكي يكي رنگهاي خود را باخته اند تنها به عنوان يك ايراني و داشتن يك حق راي نظر خود را بيان نمايند و نه به عنوان نماينده مردم ايران و دارنده نظرات مختلف ايرانيان !

جاويد باد ياد ايرانيان قهرمان و آزادي خواه از آريو برزن تا ابو لوء لوء ،از استاد سيس و حكيم ابو القاسم فردوسي تا يعغوب ليث و از بابك خرمدين  تا برادر جانباخته عزيزمان اكبر محمدي .

 

پاينده ايران و ايراني ِ راستين

 

آريوبرزن

Ariobarzan1979@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آریوبرزن  | 

 

پرشیا و پرشين مترادف ايران و ايراني

(نه فقط پارس و پارسي)

چنديست كه متاسفانه زمزمه هايي مبني بر  قوم گرايي ،نه به معني حقيقي آن كه همانا احترام و باليدن به تمام قومهاي موجود در ايران زمين كه در طول تاريخ هر كدام از آنها پاره تن اين مرز و بوم بوده و هستند و در هر زماني كه دژخيمي نا پاك به هر قسمت از خاك پاك و زر اندود هر قوم ايراني چشم طمع دوخته،ساير اقوام در ايران پهناور به شتاب بر آن دشمن زبون تاخته و ناموس ميهن را از وجود آن دژخيم  ناپاك،پاك كرده است،هرچند كه گهگاه با تمام تلاشي كه وطن دوستان ايراني انجام داده اند،قسمتهايي از مام ميهن به دور مانده اند كه دير يا زود بالاخره  خود را به سرزمين مادري ملحق خواهند ساخت آنچنانكه پروس و ژرمن ها و يا ايالات متحده آمريكا و یا سوئیس و یا اسرائیل و يا حتي شيخ نشين كوچكي چون امارات آن را به انجام رسانيدند و مزد عمل خود را با پيشرفت بيشتر دريافت كردند، شنيده ميشود.

 منظور، قوم گرايي به معني مجازي آن و  به مفهوم مذموم استقلال طلبي  است كه زمزمه هاي آن به دست عده اي  جاه طلب و خود فريب در پي آن هستند و البته چندين علت متفاوت دست در دست هم داده اند تا تفكر جدا كردن خواهر و برادران ايراني را در  خيال باطل و خام خويش بپرورانند.

يكي از اين عوامل شيوه تمركز گرايي دولت حاكم بر اين سرزمين است ،با كم توجهي به شهر ها و نقاط حقيقتا محروم و رها كردنشان در فقر و عدم بهبود وضعيت زندگي معيشتي.

دومين علت را ميتوان در رشك از پهناوري و تعدد اقوام ايراني  كه در زير يك سقف آبي هميشه حامي يكديگر بوده اند و  دشمني ديرين و تاريخي همسايگان كشورمان،به خصوص اعراب هميشه دژخيم دانست كه براي رسيدن به آرزوي ديرينشان كه همانا ايراني كوچك و كم اهميت است در تلاشند تا با خرج كردن دلارهاي هنگفت نفتي خود و سود جستن از حيله قديمي تفرقه بيانداز و حكومت كن، با تفرقه بين ايرانيان ، آنان را از  يكديگر دور ساخته و به آرزوي كثيف خود كه پاره پاره كردن ايران چند هزار ساله هست  دست يابند،دشمنان قسم خورده اي كه حتي نام ايراني يك خليج را در روي نقسه بر نمي تابند و سالهاست كه با هزينه هاي هنگفت سعي در تحريف نام آن دارند.

سوم،اتخاذ سياستهاي گاه و بيگاه دشمن درست كن دستگاه سياست خارجي كشورمان كه سعي در تبديل متحدان بالقوه به دشمنان بالفعل  دارد كه باعث ميشود كشورهاي غربي نيز به  صف عقايد  اعراب به پيوندند كه ايران پاره پاره  ضعیف براي جهان مناسب است نه ايران يكپارچه.

لذا اين چند مورد و موارد كوچك و بزرگ ديگري دست در دست هم داده اند تا اين زمزمه هاي مذموم،گوش ايرانيان وطن پرست را بيازارد و آنان را نسبت به آينده ميهنشان نگران سازد.

مهمترين دستاويز دشمنان دوست نمايي كه در لباس ميش خودرا در اقوام متعدد ايراني نمايان ميسازند، عداوت به زبان و فرهنگ پارسي در ايران است كه ميگويند چرا زبان پارسي زبان رسمي بايد باشد و ... آنچه كه جاي تعجب دارد اين هست كه انگار تاريخ اين مرزو بوم را اين دژخيمان دوست نما نمي خوانند و نمي دانند و يا اگر مي دانند خود را به ناداني مي زنند كه در طول تاريخ ايرانيان رشته همبشتگي خود را زبان پارسي مي دانسته اند حتي اگر فرسنگها دور از خاك اصلي كشورشان ايران باشند،همانطور كه تاجيكهاي عزيز خود را تكه اي از ايران و ايراني مي دانند و يا حتي  در چين قريه اي كه در شمال غربي چين و نزديك افغانستان امروزيست، نام  قريه پارس را بر خود دارد كه با زبان پارسي كهن صحبت مي كنند.

زبان پارسي زبان ايرانيست و نه اينكه مختص به قومي به نام پارس باشد، در تمام موارد تمام خارجيان در طول تاريخ ايران را با نام پارس مورد خطاب قرار مي دادند كه در لفظ انگليسي پرشين Persian و در اسپانيايي پرسا Persaو در عربي الفارس و در ساير زبانهاي يوناني و روسي و غيره نيز همچنانكه ميدانيد  اينچنين است اما به خاطر نداشتن فونت الفباي آن زبانها در رايانه ام،از نوشتنشان صرف نظر كردم.

نمونه بارز آن خليج هميشگي پارس است كه چون ايرانيان در طول  تاريخ بر آن هميشه تسلط داشته اند، در تمامي زبانها با نام خليج پارس (خليج ايران) از آن ياد ميكنند.( الخليج الفارسي من القديم الي اليوم الدين)

برای نمونه ديگر حتی امروزه هم هستند کسانی که نام ایران را نمی شناسند  و از آن با نام قدیم آن پرشیا نام می برند، حتي در لفظ ايران  آنرا با عراق ( با توجه به شباهت نام ایراک و ایران در انگلیسی) اشتباه میگیرند .براي مثال در اين وب سايتهای زیر همچنان نقشه ايران را با نام قديم و اصيل آن در صفحه خود به نمايش گذاشته اند.

http://www.calacademy.org/research/anthropology/persia/maps.htm

http://www.bahaindex.com/writings/DawnBreakers/post-text/persia.html

و یا برای نمونه های دیگر میتوانید به دیکشنری بسیار معروف و محبوب بابیلون (babylon) که امروزه در کامپیوترهای همه هست رجوع کرده و  واژه پرشیا  را تایپ کنید که در معنای آن مینویسد"ایران".

تاريخ نام بردن  و تغيير نام از پارس  به ايران توسط خارجيان،به دوره رضا شاه باز ميگردد كه بنابر پيش نهاد  سفير ايران در آلمان دوره هيتلر، و تاييد رضا شاه  قرار بر آن شد كه وزارت خارجه آن وقت با ارسال نامه رسمي به تمام مجامع بين المللي آن روزگار  و كشورهاي موجود آن زمان ، نام ايران را كه ايرانيان بر خود اطلاق مي كردند  را به جاي پارس در مورد ايران به كار برند ، كه همچنان نيز هست، اما آنچه كه اتفاق افتاد  با توجه به اين تغير نام ، خالي از بهره نبود كه نام  (زبان پارسي)  را نيز به  ( زبان ايراني )  تغيير ميدادند تا  سوء استفاده كنندگاني در آينده  همانند الآن ،از تفاوت دو نام ايران و پارسي اينچنين بهره نادرست نبرند.

ولي آنچه كه مهم است اين است كه ايرانيان هوشيار هميشه در طول تاريخ بوده اند تا ديگر هم وطنان خود را نيز از خواب غفلط بيدار كنند و از افتادن پايشان در گودال بيگانگان جلوگيري كنند.

زبان پارسي (ايراني) زبان اتحاد و همبستگي ما ايرانيان هست و فرهنگ بالا و با قدمت چندين هزار ساله ايرانيمان همچنان مانند خاريست در چشمان اعراب غير ايراني و دژخيمان اين آب و خاك زرين.

ايدون باد  تا چشمانشان  سر انجام از وجود اين خار بپكد و تا ابد الآباد  كور و نابينا باشند!

آريوبرزن

sabzeheyd@yahoo.com

ariobarzan1979@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آریوبرزن  | 

جواب دندان شكن شاه ساساني ، يزدگرد سوم به خليفه ي تازيان (مسلمين)

 

پس از نبرد دليرانه و رزم پهلوانی قادسيه وکشته شدن سپهسالار ايران "رستم فرخزاد"به دست اعراب که توفان شن بر سپاهيان ايران فرو ريخت و مايه شکستشان شد، نيروهای رزمنده ايران پراکنده شدند.

يزدگردسوم شاهنشاه دلاور و بيباک ايران، به اميد فراهم کردن نيروهای کار آمد و پيکارجوی تازه، تلاشی همه سويه را آغاز کرد. ميان نبرد قادسيه تا نهاوند، چهار ماه به درازا کشيد. عمرابن خطاب در اين ميانه نامه اي به شاهنشاه ايران می فرستد که پاسخی دندان شکن دريافت می کند.

او در اين نامه يزدگرد را به خدا پرستی و دست کشيدن از آتش پرستی و روی آوردن به خدای تازيان به نام "الله و اکبر" و پذيرفتن دين اسلام فرا می خواند.

متن نامه عمربن الخطاب ، به یزدگرد سوم

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

  از :  عمربن الخطاب خليفه مسلمين 

به :  يزدگرد سوم شاه فارسی 

من آينده خوبی برای تو و ملتت نمی بينم ، مگر اينکه پيشنهاد من را قبول کرده و بيعت نمايی . 

زمانی سرزمين تو بر نيمی از جهان شناخته شده حکومت می کرد ليکن اکنون چگونه افول کرده ؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست . من راهی را برای نجات به تو پيشنهاد می کنم .شروع کن به عبادت خدای يگانه ، يک خدای واحد، تنها خدايی که خالق همه چيز در جهان است ما پيغام او را برای تو و جهان می آوريم به ملتت فرمان ده که آتش پرستی را که کذب می باشد ، متوقف کنند و به ما بپيوندند ، برای پيوستن به حقيقت . 

الله خدای حقيقی را بپرستيد ، خالق جهان را ، الله را پرستش نماييد و اسلام را به عنوان راه رستگاری خود قبول کنيد اکنون به راههای شرک و پرستشهای کذب پايان ده و اسلام بياوريد تا بتوانيد الله اکبر را به عنوان ناجی خود قبول کنيد . با اجرای اين تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسيان را پيدا خواهی نمود ،‌ اگر تو بدانی چه چيز برای پارسيان بهتر است تو اين راه را انتخاب خواهی کرد ، بيعت تنها راه می باشد . 

الله اکبر 

(محل مهر عمر) 

خليفه مسلمين عمربن الخطاب

************************************************************************************

يزدگرد سوم ، شاهنشاه ايران به او چنين پاسخ می دهد:


 

به نام اهورا مزدا، آفريننده جان و خرد 

از سوی شاهنشاه ايران، يزدگرد به عمرابن خطاب خليفه تازيان 

تو در اين نامه ما ايرانيان را به سوی خدای خود که "الله اکبر"نام داده ايد، می خوانيد و از روی نادانی و بيابان نشينی، خود بی آنکه بدانيد ما کيستيم و چه می پرستيم، می خواهيد که به سوی خدای شما بياييم و "الله اکبر" پرست شويم.

شگفتا که تو در پايه خليفه عرب نشسته يي ولی آگاهيهای تو از يک عرب بيابان نشين فراتر نمی رود. به من پيشنهاد می کنی که خدا پرست شوم. ای مردک، هزاران سالست که آرياييان در اين سرزمين فرهنگ و هنر،
يکتا پرست می باشند و روزانه پنج بار به درگاهش نيايش می کنند. هنگامی که ما پايه های مردمی و نيکو ورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ريختيم و پرچم "پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک" را در دست داشتيم، تو و نياکانت در بيابانها می گشتيد و مار و سوسمار می خورديد و دختران بيگناهتان را زنده به گور می کرديد.


تازيان که برای آفريده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آنها را از دم تيغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و به کاروانها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می زنند، چگونه مارا که از همه اين زشتيها بيزاريم، می خواهند آموزش خدا پرستی بدهند؟

به من می گويي که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ايران، خدا را در روشنايي می بينيم. فروغ و روشنايي تابناک و گرمای خورشيدی آتش در دل و روان ما، جان می بخشند و گرمی دلپذير آنها، دلها و روانهای ما را به يکديگر نزديک می کنند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نيکخواه باشيم و رادی و گذشت را پيشه سازيم و پرتو يزدانی را در دلهای خود هماره زنده نگهداريم.

خدای ما "
اهورا مزدای" بزرگ است و شگفت انگيز است که تازه شما هم او را خواسته ايد نام بدهيد و "الله و اکبر" را برای او بر گزيده ايد و او را به اين نام صدا می کنيد. ولی ما با شما يکسان نيستيم، زيرا ما به نام "اهورا مزدا" مهرورزی و نيکی و خوبی و گذشت می کنيم و به درماندگان و سيه روزان، ياری می رسانيم و شما به نام "الله اکبر" خدای آفريده خودتان دست به کشتار و بدبختی آفرينی و سيه روزی ديگران می زنيد.

چه کسی در اين ميان تبهکار است، خدای شما که فرمان کشتار و تاراج و نابودی را می دهد؟ يا شما که به نام او چنين می کنيد؟ يا هردو؟

شما از دل بيابانهای تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بيابان گردی گذرانده ايد، برخاسته ايد و با شمشير و لشکر کشی می خواهيد آموزش خدا پرستی به مردمانی بدهيد که هزاران سالست شهريگرند و فرهنگ و دانش و هنر را همچون پشتوانه نيرو مندی در دست دارند؟ شما به نام "الله اکبر" به اين لشکريان اسلام جز ويرانی و تاراج و کشتار چه آموخته ايد که می خواهيد ديگران را هم به سوی اين خدای خودتان بکشيد؟

امروز تنها نا يکسانی که مردم ايران با گذشته دارند آن است که ارتش آنها که فرمانبردار "
اهورا مزدا" بوده، از ارتش تازيان، که تازه پيرو"الله اکبر"شده اند، شکست خورده اند و مردم ايران به زور شمشير شما تازيان بايد همان خدا را ولی با نام تازی بپذيرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان عربی برايش نماز بگذارند. زيرا "الله اکبر" شما تنها زبان عربی می داند.

به تو سفارش می کنم به دل همان بيابانهای سوزان پر سوسمار خويش برگرد و مشتی تازی بيابان گرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار، رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارايي آنان و ربودن همسران و دخترانشان به نام "الله اکبر" خود داری نما و دست از اين زشتکاری ها و تبهکاريها بکش.

آرياييان، مردمی با گذشت، مهربان و نيک انديشند. هر جا رفته اند تخم نيکی و دوستی و درستی پاشيده اند. از اين رو از کيفر دادن شما برای نابکاريهای تو و تازيان،
چشم خواهند پوشيد.

شما با همان "الله اکبر" تان در همان بيابان بمانيد و به شهرها نزديک مشويد که باورتان بسيار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است.
 

مهر 

یزدگرد ساسانی 

عزيزان خودتون بگيد ... كدام يك از اين دو به راستي و درستي و مهرورزي اعتقاد دارند؟ ما ايرانيان فرهنگي غني داشته ايم . ولي خودمان با دستان خودمان آن را به افرادي سپرديم كه هيچ از منطق و خوبي نمي فهمند. اهوراي مزداي ما را به زور از ما گرفتند و جاي آن .........................

در پناه يار هميشگي ايرانيان ، اهورا مزدا

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آریوبرزن  | 

روسيه يا آمريكا ؟ مسئله اين است !

در طول تاريخ هر ملت-دولت ، فراز و نشيبهاي فراواني وجود دارد كه مطالعۀ آن فرود و صعودها در طول عصرها علم تاريخ را به وجود مي آورد كه با مطالعه دقيق آن توسط اهل علم و به ويژه طبقه حاكم بر آن واحد سياسي، چراغ راهي براي برنامه ريزي درست و درس عبرت گرفتن از حوادث پيش آمده در زمانهاي گذشته و بنا نهادن آينده ايي روشن و بهتر براي آن واحد سياسيست.

امروزه به لطف پيشرفت بشريت در تمام عرصه ها و نياز جوامع به دانش اندوزي بيشتر جهت رشد و بالندگي آن جامعه ، اكثريت قريب به اتفاق اتباع ممالك با فرهنگ جهان ,با سواد و بنابراين مطالعه و كند و كاو در مسائل مختلف به خصوص مسائل تاريخي يك كشور از انحصار طبقه ايي خاص خارج گشته است.

تاريخ كشور ايران با توجه به قدمت بلند مدت آن يكي از قطورترين كتب تاريخ جهان را به خود اختصاص داده است و ظهور و افول هاي بس تند و شديد، تلخ و شيرين بسياري را درلابلاي برگهاي گرد گرفته تاريخ خود ثبت و ظبط نموده تا شايد آيندگانش با درس گرفتن از وقايع سرد و تلخي كه در اين سرزمين گذشته است دوباره بتوانند جلال ، شوكت و ابهت ايران واقعي را به رخ جهانيان بكشانند و حلاوت و شيريني آن را براي ايرانيان و دوستدارن فرهنگ متمدنش به ارمغان بياورند...

يكي ازمهمترين بخشهاي تاريخي يك كشور براي تصميم گيران دستگاه سياست خارجي و سياستمداران آن واحد سياسي، بررسي و مطالعه دقيق تاريخ معاصر روابط بين الملل و روابط خارجي آن كشور با ساير دول و تحولات مربوط به آن است كه با توجه به آنكه مربوط به زمان نزديك مي باشد ، به راحتي و سهولت مي توان به منابع و مآخذ متقن و مطمئن در باب مسائل رخ داده دست يافت و به طور موجز به آناليز كردن و ريز شدن در آن حوادث و يافتن راهكاري كار آمد براي حال حاضر پرداخت.

به درستي اين يك اصل به اثبات رسيده در علم سياست است كه در عرصه سياست بين الملل هيچگاه دوست و دشمن پايدار و ابدي وجود ندارد ليكن با بررسي دقيق و مرحله به مرحله در سير تحولات رابطه با تك تك بازيگران عمده عرصه جهاني به كارنامه آن روابط دست يافت و با گرفتن نمره ميانگين از كارنامه روابط ، به مثبت و سودمند بودن و يا منفي و مضر بودن ادامه آن رابطه پي برد.

آنچه كه در سي سال گذشته در دستگاه سياست خارجي ايران ميگذرد ( رخ داده است)، هر ايرانيمحقق و حتي نه تنها محقق ،بلكه حتي دانش آموزان مقطع راهنمايي و دبستان ايراني را نيز به تعجب وا ميدارد و شگفتا از تصميم گيران سياست خارجي اين كشور مهم و بزرگ خاورميانه كه اينچنين لگام گسيخته ، لگام سرنوشت يك واحد سياسي معبر به عظمت نام ايران در كشاكش تاريخ را براي منافع و مطامع شخصي خود به خدمت گرفته اند و مي تازند!.

آنچه كه در اذهان مردم و تاريخ ايران چون شمس ،اظهر است، مضراتيست كه همواره در دويست سال گذشته از جانب دول مختلف عقيدتي روسيه از پادشاهان تزاري آن گرفته تا كمونيستي و رياست جمهوري آن به ايران و ايراني رسيده است و برگهاي اين دوره از تاريخ ايران كه با دوات سياه اين همسايه پر خواره و زورگوي شمالي به كثافت رنگ آميزي شده و هرزمان كه يك ايراني به مطالعه آن دوره چه در كتب مدرسه ايي و چه در دانشگاه و چه در تحقيق و مطالعه شخصي مي نشيند ، با غم و اندوه در آن صفحات تاريك و سياه غور ميكند و زماني كه از جستار مطالب سر به بيرون مي آورد ، انگشت حسرت مي مكد كه چگونه ممكن است صد بار آزموده را براي صد و يكمين بار آزمود كه معممين نشسته بر تخت امپراطوري ايران چنين ميكنند و چطور مي توان باور كرد كه كساني كه اينچنين پال و پر ميهنمان را در اين دو سه دهه به چنگال هميشه قرمز از خون ايران و ايراني سپرده اند ، خود قطره ايي از خون ايران و ايراني در رگ و ريشه داشته باشند!؟

زماني (در روزگاري ) كه ارتش ايران با همه كاستي ها و كمبود تجهيزات و قوا در شمال و غرب ايران به مدت هشت سال به دفاع از ذره ذره خاك ميهن در برابر قواي تا بن دندان مسلح روسيه تزاري مشغول بود و ايران ِ در باتلاق قرار گرفته به هر خار و خاشاكي چنگ مي انداخت تا اندكي خود را بالا بكشد و نفسي بكشد، ساير دول جهان نيز نه تنها از كمك به باز پس گيري حقه ايران خودداري ميكردند بلكه زمان را براي سود جستن بيشتر از موقيت دهشتناكي كه ايران در آن قرار داشت مناسب ديده و به بردن منافع هر چه بيشتر اشتغال ورزيدند و حتي به مفاد عهدنامه هايي كه به امضاء دول متبوعشان نيز رسيده بود كمال بي اعتنايي روا ميداشتند و از انجام آن شانه خالي ميكردند، نه عهدنامه ايي چون فين كن اشتاين كه در چهارم مي 1807 ميلادي ما بين دول ايران و فرانسه كه نام و امضاي مردي در پاي آن به چشم مي خورد كه حتي همينك اروپا و فرانسويان به آزادي خواهي و بزرگي و بزرگ منشيش مينازند و مي بالند ، ناپلئون بناپارت و نه قرارداي كه دولت معظم بريتانيا در 25 نوامبر 1814 ميلادي متعهد به اجراي آن گرديد.

دو جنگ ايران و روس كه تكه هاي بزرگي را از پيكر امپراتوري بزرگ ايران جدا ساخت و بي اعتنايي دول قدرتمند آن روز به اين امر خطير و حتي زد و بندهاي آنان براي هر چه بيشتر بردن منفعت از ايران به راستي تنها مانده مابين هيولاهاي خون آشام در جهاني كه نه سازمان مللي بود و نه حق و حقوق جهاني حكم فرما مگر زور و قانون جنگل اندك اندك با چندبار آزمودن گرگهاي به ظاهر ميش، اين امر بر ايرانيان مسجل گرديد كه اميد بستن به تك تك واحدهاي سياسي موجود براي يافتن يك يار و مساعي دهنده در توسعه و پيشرفت ايران بس عبث و بيهوده است تا زماني كه دولت نوپاي ايالات متحده آمريكا چشم به جهان گشود و متولد شد و به عنوان يك نظام سياسي مستقل اعلام موجوديت كرد.

در نخستين همكاري رسمي بين دو دولت آنچنان كه در تاريخ به ثبت رسيده،خود نشانگر تفاوت عمده بين دولت امريكا و ساير دول جهان دراجراي تعهد وعده داده شده في ما بين با كشورهاي ديگر و به خصوص ايران است.

از لحظه اي كه دولت مشروطه ايران و پارلمان قانوني آن،به بستن يك قرارداد دوجانبه براي ورود مورگان شوستر جهت رتق و فتق اموراقتصادي و سالم سازي خرابه هاي به جاي مانده ازدخالتهاي دولتين روس و انگليس اهتمام ورزيد، مانع تراشي ها و اخلال ايجاد كردنهاي دول ناراضي از پيشرفت و توسعه ايران شروع و سرانجام در 13 آبان ماه 1358 آنرا به حد كمال رسانيدند كه شوربختانه همچنان تلاش براي آن هدف سياه و پليد دول مرتذق از دوري دو ملت ايران و آمريكا ادامه دارد و مسلم است كه تا بيداري كامل ايرانيا و باز شناختن دوست حقيقي از دشمن به لباس دوست در آمده ادامه خواهد داشت.

دولت مفت خواره روسيه كه از ديدگاه مرتجعين اشغال كرده تاج و تخت ايران زمين، به عنوان يك متحد ويژه به حساب مي آيد ، از سويي نه تنها در طول تاريخ ِ رابطه خود با ايران ،سودي را از اين گذر نسيب ايران و ايراني نساخته ، بلكه همواره مصيبت و مشكلات فراواني از اين رابطه يك سويه بر ايران و مردم آن روا داشته و نكته حائز اهميت آن است كه اين مورد تنها در رابطه با ايران صدق نمي كند چراكه با بررسي و مطالعه دقيق كنشها و واكنشهاي دستگاه سياست خارجي ايشان با ساير دول ضعيف تر از خود كه حتي اشتراكات قومي و مذهبي و زباني با آن كشورها نيز دارد را به همان شيوه زورگويانه و همواره كسب منفعت يك سويه و نه دوجانبه رفتار نموده و در همين دو سه سال گذشته موضوع گاز صادراتي اين دولت به روسيه سفيد و اكرايين به وضوح روشن ساخته است كه در صورتي كه يك كشور تخم مرغهاي خود را در سبد روسها بچيند، چه عاقبت شوم و تاريكي در انتظارش خواهد بود!

آنچه كه تا به حال شرح داده شد ، به گفته مثل شيرين پارسي ، مشتي بود نمونه خروار، اكنون از سوي ديگر براي آنكه سياسان سياه پوش معمم حاكم بر تخت حاكميت ايران را از خواب حماقت گونه اي كه در آن به سر مي برند هوشيار نموده و آنان را از به نابودي كشيدن هر چه بيشتر ايران بر حذر داريم مي بايست به بررسي تاريخ روابط دو دولت ايران و آمريكا پرداخته و در آخر با گرفتن معدل اين دو كارنامه با انديشه بهتر دوست و دوشمن حقيقي را براي آينده اي روشن بيابيم.

دولت تازه تاسيس آمريكا در قرن 19 ميلادي كه قامت زخمين و خسته خود را پس از استقلال و به در آمدن از زير سلطه استعمارگر پير راست كرده و زخمهاي عميق جنگهاي بلند مدت داخلي و خارجي را با اتحاد و همفكري و اميد به آينده براي رسيدن به يك هدف مشترك كه همانا پيشرفت و توسعه همه جانبه كشورشان التيام بخشيده بودند ، به عنوان يك واحد سياسي مستقل چشم به جهان گشوده و در زماني كه ايرانيا در طول چندين دهه و به عبارتي چند صده اخير از تمام دول اروپايي و غربي ، از ورود اسپانيايي ها و پرتغالي ها به جنوب ايران و به دست گرفتن خليج فارس تا اشغال سرزمينهاي شمالي بدست روس ها و دخالتهاي انگليس در پاره پاره شدن پيكره شمال شرقي و جزاير جنوبي ايران و ... آسيب هاي فراوان ديدده بودند ،حضور يك دولت آزادي خواه به معناي حقيقي و نه بسان ناپلئون بنايارت كه تنها شعار آزادي سر ميداد ، در ينگه دنيا كه توانسته بود انگليسهاي متغلب و استعمارگر را از سرزمينشان اخراج و قذرت را در دستان خود بگيرند از يك سو و از سوي ديگر عدم اعتماد و اطمينان به ساير دول توجه ايرانيان را به غربي ترين نقطه عالم كشانيد.

پس از آ»كه مورگان شوستر به همراه گروه موفقش با كار شكني و مانع تراشيهاي فراوان روس و انگليس از ايران اخراج شد،بلندترين زنگ خطر براي براي سياستگذاران خارجي ايران به صدا در آ«د كه نشانگر عدم تمايل دول استعماري لز داشتن همكاري و روابط بين ايران و آمريكا بود!

در سال 1947 ميلادي در حالي كه قواي اشغالگر روس پس از سالهاي متمادي همچنان در صدد به اجرا در آوردن نصيحت پطر كبير مبتني بر دست يابي به آبهاي گرم خليج پارس بودند و مانند هميشه ، بي تفاوت به قراردادي كه در هنگام جنگ دوم جهاني به امضائ رسانده بودند مبني بر خروج بي قيد و شرط از سرزمينهاي شمالي ايران پس از اتمام جنگ و باز پس دادن آنها به دولت ايران، به خيال آنكه به مانند نياكانشان كه همواره با دول ديگر غرب بر سر تقسيم غنايم از خوان غني گسترده ايرانيان ميتوانند به راحتي كنار بيايند، از اجراي تعهد خويش سر باز ميزدند ، اما اين بار مسئله به سادگي دوران پيشين نبود چراكه دولت آمريكا هميشه خودرا مسؤول اجراي تعهدات خويش ميداند و بنابراين با فشارهاي فراوان آن دولت ِدوست ايران مواجه گرديد كه در آخر با ارسال نامه محرمانه واخطار شديد نظامي پرزيدنت ترومن به استالين زياده خواه،مسئله آذرآبادگان ايران پايان گرفت و دسيسه هاي دولت كمونيستي روسيه و حزب دست نشانده اش در ايران، حزب توده در اشغال و جدا كردن نقطه ديگري از شمال ايران تنها و تنها با حمايت و پشتيباني كامل دولت آمريكا از ايران به نتيجه ننشستذ و تكه جدا ناشدني از پيكره ايران دوباره به مام ميهن بازگشت كه همچنان ياد و خاطره و حلاوت آن پيروزي كه با همكاري محمد رضا شاه پهلوي و دولت وطن پرست قوام و دولت دوست آمريكا به نتيجه رسيد ،در خاطره مردم ايران و وطن پرستان واقعي همه ساله گرامي داشته ميشود و جاي تاسف هست كه در سي سال حاكميت جهل و ناداني در ايران حتي يك بار هم از اين پيروزي نامي از طرف دستگاه حاكميت بر زبان آورده نشده كه خود،همين، بهترين گواه بردست نشانده بودن اين رژيم سفاك از جانب دشمن هميشگي چمبره زده در شمال ايران است، دوشمني كه همواره در 300 سال گذشته آرزوي لمس كردن آب گرم خليج هميشه پارس را در ذهن داشته و حتي دولتهاي ضعيفي چون قاجار اين اجازه را به آنان ندادند و از ايران به هر روشي دفاع ميكردند اما اكنون روسها يخهاي زمخت بدنشان را در آب گرم خليج پارس آب ميكنند و در كشاكش سواحل شمال آن به شنا ميپردازند!

نقشي كه آمريكا و آمريكاييان در توسعه و آباداني و پيشرفت همه جانبه ايران در پيش از انقلاب ننگين آيت الله خميني ايفا كردند بر هيچ كس حتي بر خود سياه مغزان حاكم در ايران نيز پوشيده نيست. اين يك معماله يك سويه ميان آمريكا و ايران نبوده و نيست چراكه ايران پيشرفته و قدرتمند در منطقه اي كه از ساير ملل آن نقطه از جهان در طول تاريخ و حتي هم اكنون با وجود عدم تمايل حاكمانش، مردمش وعلي الخصوص جوانانش از نظر دانش و آگاهي روز در سطح نخست بوده و هميشه حامي مدنيت و مدرنيته و دموكراسي خواهي حتي به قدمت ملل اروپايي ، به طور قطع و يقين براي سوپر قدرتي چون آمريكا بسيار مناسب تر است تا با صرف هزينه هاي گزاف از ساير ملل منطقه كه در اكثريت همچنان با تمام هزينه هاي هنگفت مالي و زندگي به ظاهر مدرن با وسايل به روز غربي همواره در ذهن ريشه هاي اصيل خود را كه همانا جهالت و عقب گرايي و ضديت با پيشرفت و تمدن است، مللي مدرن و حامي تجدد و دوست آمريكا پديد آورد!

در چند دهه گذشته عده اي به ظاهر دكتر و مهندس و با كراوات هميشه بوده اند كه به سعي و تلاش در القاء اين كذب محض ورزيده كه آمريكا با كودتاي 1332 ،دكتر مصدق را ازحكومت برانداخت،اما آيا اگرايشان اندكي به درستي دروقايع آن روزگار بيانديشند و تعصب را به كنار بگذارند ،ذره اي حقيقت و راستي در اين گفتار خود ميبينند؟

در دوراني كه مردم ايران پس از مدتي بالاخره توانسته بودند به آرامش و رفاه خود دست يابند ،مجدداً به يكباره خود را در برابر تمام جهان و سازمانهاي بين المللي تنها ديدند و دولت بيتانيا توانست ايران را سارق نفت بريتانيا در جهان معرفي كند و ايران مورد تحريم جهاني قرار گرفت و ريال ايران به شدت تمام سقوط كرد و ارزش خود را ا دست داد و تورم بدون حساب و كتاب گريبان مردم ايران را گرفت و نابساماني اقتصادي دوباره دامنگير ايرانيان شد،چگونه با علم به اين حقايق، مردم ايران را كه فاكتور اصلي بازگرداندن تاج و تخت به محمد رضا شاه بودند را ناديده مي انگارند و بر اين باطل پاي مي فشارند و آبروي سياسي ، حكومتي ، نظامي يك مملكت به بزرگي ايران را بازيچه تنها و تنها يك چمدان دلار آمريكايي مي شمارند؟؟؟

آيا چنين نيست كه اگر حكومت ننگين آيت الله خميني در همان يكي دو سال نخست حكومتش به دست مردم سرنگون شده بود هم اكنون نيز بودند آقايا ملقب به آزادي خواه و دكتر و مهندس كه خود با امكانات همان شاه و آمريكا به همه چيز رسيدند بگويند حكومت ملي مردمي خميني با كودتاي آمريكا سرنگون گرديد!؟

اما خوشبختانه بعد از گذشت سي سال نكبت و شوربختي بر ايران و ايراني و مصائب و مشكلات فراوان حكومتي،اقتصادي و حتي جامعه ايي و ... رسيده از جانب ملايان بر همگان ، بر تمام ايرانيان چه موافقان موقت اين رژيم كه دوشا دوش آقايان حاكم به دنبال چپاول منابع ايران هستند و چه بر مخالفان اين رژيم ، ثابت شده است كه اكثريت قريب به اتفاق ايرانيان در صورت برگزاري يك انتخابات واقعي و رفراندوم حقيقي با نضارت مجامع بين المللي ، جز راي منفي به اين نظام نا مقدس ، راي ديگري نخواهند داد.

پس مطمئناً اگر آزاد منشي دكتر مصدق و احترام به خواسته مردم ايران نبود و او نيز بسان ديكتاتورهاي كنوني حاكم بر ايران دستور قلع و قمع مردم ايران را ميداد، حكومت او نيز براي مدتي نا معلوم ميتوانست مانند ملايان ادامه يابد ،ليكن نكته حائز اهميت كه تا كنون كسي بدان اشاره ننموده است در همين مطلب مستتر است كه تنها و تنها آزاد منشي واحترام شخص دكتر مصدق به خواسته مردم ايران بود كه مصدق را مجاب به بركناري ازحكومت نمود و تاج وتخت شاهي را به آريا مهر بازسپُرَد و همين نيز راز و رمز عشق مردم به مصدق در كنار علاقه شان به شاهنشاه بازگشته شده به حكومت است و تنها گناه آمريكا در كنار مردم ايران بودن و حمايت از نظر اكثريت ايرانيان بوده.

موردي كه حتي اگر تهي مغزان حاكم امروز آنرا اندكيبه اجرا رسانند لحظه اي نخواهد گذشت كه با توجه به عدم كفايت و لياقتشان ازطرف مردم ايران خلع خواهند گرديدوهيچ كس اينبار نخواهد توانست تا با گل آلود كردن آب براي خود ازاين بر اندازي كسب منفعت نمايد و دوباره همانند سال 1332 لگام سياسي كشور را به دست كسي خواهند داد كه چه پير و چه جوان خواهان بازگشتش به مام ميهن اند.

علي اي حال با اندكي توجه در آنچه كه به رشته تحرير در آمد ،اين نكته به سهولت عيان ميشود كه مردم ايران همواره در طول تاريخ به وجود آمدن دولت- ملت آمريكا از داشتن رابطه با آن ، نهايت سودمندي را برده و هميشه از حضور دولت لگام گسيخته مجاور،روسيه، در نكبت و پريشان حالي غوطه ور، جاي بس تامل است كه سياه سران حاكم در اين سي سال تمام هم و غم خود را بر آن داشته اند كه جاي آن دو را در ذهن مردم ايران تعويض كنند و حقيقت را واژگون بر مردم عرضه بدارند و حتي با بستن قراردادهاي بيشمار و پرداختن هزينه هاي سنگين به روسها و هر چه بيشتر تحت سلطه قرار دادن ايران به زير دست روسيه ، اين خرس بدون پنجه و مضمحل شده ، در ديگران اين دهشت را القاء كنند كه روسيه به عنوان ناجي و حامي ملاها در صورت نا ملايمات دول ديگر وارد كارزار خواهد شد، كه چه خوابي بس پنبه دانه دار است و به درستي قدما گفته اند كه شتر در خواب بيند پنبه دانه گهي لف لف خورد گه دانه دانه! و جاي غم و اندوه است كه در يكي دو سال اخير هر چند كه روسها پرده از روي حقيقي خود تا حدي در برابر چشمان تندروهاي حاكم بر ايران كشيده اند و با دلايل و بهانه هاي واهي و پوچ از به اجرا در آوردن قراردادهاي خود با آنان سر باز مي رنند و حتي تحويل نيروگاه اتمي بوشهر را كه بارها و بارها هزينه آن را دريافت كرده اند بارها و بارها به تعويق مي اندازند تا بلكه از اين طريق بيشتر بتوانند از خون نفتي ملت ايران بمكند و در شريان و رگهاي اقتصادي بيمار اين خرس پير و فرتوت خود جاري و ساري نمايند و زخمهاي اقتصادي و مشكلات اقتصاد ورشكسته خود را اندكي با پول ايرانيان گرسنه مانده ،آلام بخشند.

اميد است كه نسل بيدار شده ايراني در آينده نه چندان دور كه زمام امور را در دستان خود خواهد گرفت، با بررسي جزء جزء و مو شكافانه كارنامه روابط ايران و ساير دول جهان ،سياستي درست و به سود ايران و ايراني را رد پيش بگيرد و با دوستان حقيقي خويش دوست و با منافقان هميشگي و چپاولگران چند صد ساله ذخاير و منابع ايران زمين سرسخت و جسورانه مقابله و اجازه ندهد تا بيش از اين منابع يك ملت صرف هزينه مشكلات و مسائل ملل ديگر گردد.

ايدون باد

آريوبرزن

ariobarzan1979@yahoo.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آریوبرزن  | 

THE STATUE OF FREEDOM

In 1999, when bell of the last breaths of presidential period started to ring in very far from of America Continental in middle east, people seriously were following the USA presidential news, particularly in Iran and Iraq.

Their people impatiently were waiting to see who can comes out of the vot’s boxes and see if after seven and half years, can they find a light of hope for their country’s future, the future that they were looking for, from long time ago...

in the opposite of the folks, the dictators that already they knew the different between democrats and republicans parties, never liked their comfortable palaces can be destroy by the wind of democracy which can start to blow from republicans side.

They already saw, how democrats are kind to them just if they prepare short time advantage behind the curtain for them, for an example there is even after 30 years a bad memory in Iranians mind from 1978, when Jimy Karter, the democrate president started to help to the Islamic revolution step by step to create and even the first bad result of that black revolution was for him, while the mulla’s militia by mullas order, against all of the international agreements occupid America embassy in Teharan. In reality Karter and generally democrats don’t know how must treat with dictators as passed history from 1945 up to now show us.

He could do nothing to free the American’s prisoners till a republic president, Roland Reygan, by showing warnings and force to mullas easily could be successful to returning whole of Americans Prisoners to their mother land, USA.

It came to president Clinton, maybe he forget that mulla is a mulla even if a mulla when goes out side of Iran start to talk nice and even talks and invites, the world for dialog between civilizations!!! The funny is even when he back to Iran he forget everything and what he offered to the world , inside Iran the dialog just means what mulla want and like, anyhow, after many years that mullas destroyed and try to destroy USA interests inside and outside of Iran, the Clinton’s foreign minister, Albrait, to making mulla pleasure and glad of what nasty works they already did in the world, she said something that mullas even never ever could believe, one day an important person from USA government can say!

Because Mulla knew themself that reality in 1953 was diferent with what democrates try to show just for make a relation with mullas ,and ofcourse also Iranians know too! The old woman and men remember as well how they came to the streets in 1953 to give back the shah’s crown!

After this green light from democrats in 1999 to mulla for starting a simple relation, mullas that felt even USA with the amazing power that has, even is not in condition to make for them any disturb, and in other hand even trys to beg them for starting a relation, didn’t let 4 months pass than green light and created one of the most bloody mission against democracy in Iran, the students that came for a simple request to streets couldn’t have any answer except the bullets from the bloody guns…

Fortunatelly in 2000 the name came out of the vot’s boxes for the next president was the best that could to be, JW Bush, the president whom during passed 7 years up to now had a shiny report card to make a safer world for people who looking peace. Removing Taliban, the most fundamental in the world after Mohammad Prophit, the nasty people who in one hand believed for westerns folks must not maintain any rights and killing them makes god glad and has god blessing , and west with everything inside there and their technology and develop is defiled and heinons and in other hand they always tried to keep the most developed weapons and technology from west to corn hit west!

The other dangerous, not only for USA, perhaps for all of the world and especially for middle east and Israel was the dictator from Iraq, Sadam Hosein, who whenever found a moment to do a crime, never late for that, Iran, Kwait , Kurds, Iraqis shittes are the victims during his power in Iraq.

It was always a question for me from my child time that me and my classmates in primery school everyday by red alarm run out of the class to go to the bombs helter at school, how world’s powerful contries can be able to seat and look easily without doing something to stop him?

Although the fundamental muslims, from Tarilban and alqaeda to Iranian’s mulla looking Europian and Americans with one eye and counting the whole as one enemy for Islam and what ever they believe in their dark minds, but the surprise is that in Europe they don’t like to understand this clear case, although the wise people there, try to waking up their slept governments , like what happen in Germany fortunately after shrowder, by Angela Merkel and contrary of shrowder, she atemps to make more close her contry’s politics with USA against a new nazi in Iran, Ahmadinejad also gladly it happened in France too by Nicolas Sarkozy ad against Chirac that even once said the most redicules say in his long prime ministery time ; if Iran finds one or 2 atomic bombs it is not important !!! sarkozy , is clearly close USA to don’t let mulla can fly as high as they like!

The most important reason that why governments such as mulla in Iran or the las dictator in Bagdad, Sadam Hosein in his government period don’t afraid to disobey of what they must do according human rights and stop what ever unhumanity works they do inside or even out side of their borders, is because they see they can abuse the jealous that EU has against US as super power in the world and using the Europian childish mistake in this case.

If someone wants to be fair, can find out this fact if EU in 2003 joined US and some contries like France only because the money owe from Sadam didn’t make distance and separating the 2 sides of Atlantic Ocean, today we didn’t hear daily bad news from Irak and mulla never fount courage to involve in Iraq.

Sadam went and left the government in Iraq and mullas will colaps soon or late finally, the only thing will be save in history for these contries is who helped them in hard mouments that they had with their dictators, like 1946 that nobody can forget if USA didn’t help Europe , now French were talking german and all of Europe was under fashist boots!!!

Iranians, Iraqis ,Afganis also will know who and wich countries helped them to reach their freedom and the different between them and Europian is that history of this region shows easily these folks and specially Iranians, opposite of Europian, if someone do something for them they never can forget and will try to compensation.

The best answer to whom helped & gave them positive future and revenge to whom was offering them negative furture .

It will be very important for the real strong relation in future with the real friends and reduce it with pocket’s friend.

After 7 years that USA tried alone to prepare democracy in Middle East, now is EU turn to do it and join their old friend USA to don’t be alone anymore and pay for world security lonely.

They just must remember it always and believe it if USA didn’t hurry to help them during de 2nd world war and even after that against communism, now EU language was German and Russian.

In 20 century by Hitler , world and specially EU experienced if don’t pay attention to what is going on in the world, what an expensive cost must pay, now it is the same and even more dangerous, because Hitler didn’t have nuclear technology and the industry in that time was not develop as much as now.

Yes! The war is bad and the diplomacy is perfect to find what we are looking, but we must know the war is one of the most important tool for diplomacy.

The time you are talking with Mullas or Sadam or Bin laden the best example can be the situation that a police want to capture a thief ! How it can happen if the police leave his gun and weapon and the only method she/he want to use, be diplomacy & dialog!?

Can he be successful to capture the robber only by asking him, please Mr. Robber let’s go to jail !?? Of course impossible!!!

We must believe it, the world needs a police and it will be good if UN could have this role, but as UN history shows us, already in many cases, we can not really on UN to make peace for all of the world, because till some countries only for their profits and economy’s interests use their veto right, like Russia, China… it never can be a successful process, we need a super power for our world that whenever world needs its police it can come and with other’s support can capture the world’s rag rags and rogues and be able to bring a long life peace to the world.

We most not give Mulas free wings to fly as much as high they like to reach their desires like when we gave this chance to Hitler!!

We, Americans and non Americans, must support and help freedom statue in white house , J.W.BUSH & his party to prepare world for real long time peace and at the moment bring democracy and freedom for Iranians after 30 years.

Ariobarzan

ariobarzan1979@yahoo.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آریوبرزن  |